در حالیکه نفسکشیدن در شهرهای خوزستان به چالشی مرگبار بدل شده، سکوت و تعلل استانداری در اتخاذ تصمیمات حیاتی، خشم و نگرانی عمومی را به اوج رسانده است.
بار دیگر هوا نفسگیر شد و بار دیگر مسئولان از نفس افتادند؛ این بار هم نه غافلگیر شده بودند، نه بیخبر. هشدارهای هواشناسی از روزها قبل اعلام کرده بود که آلودگی و گردوخاک شدید در راه است. اما با وجود این هشدارها، استانداری خوزستان بدون در نظر گرفتن شرایط بحرانی شهرها، نه مدارس را تعطیل کرد، نه ادارات را. گویی جان مردم ارزشی ندارد و نفس کشیدن در هوای آلوده، باید بخشی از روتین روزمره باشد.
تصمیم به دایر بودن فعالیتهای آموزشی و اداری در حالی اتخاذ شد که شاخص آلودگی هوا در شهرهایی چون اهواز، هندیجان، بندر ماهشهر و آبادان به وضعیت “بسیار ناسالم” و حتی “خطرناک” رسیده بود. سکوت سنگین مسئولان، همراه با بیعملی آشکار، خشم مردم را برانگیخته است.
کارشناسان میگویند شرایط فعلی نهتنها برای بیماران، کودکان و سالمندان تهدیدکننده است، بلکه سلامت عمومی کل جامعه را نشانه گرفته است. اما گویا در خوزستان، فقط زمانی که فاجعه اتفاق بیفتد، صدای مدیریت بحران شنیده میشود.
خوزستان دیگر تنها قربانی ریزگرد و آلودگی نیست؛ قربانی تصمیمگیریهای کور، بیبرنامهگی مزمن و بیاعتنایی مزمنتر به جان مردم است. این مردم حق دارند بپرسند: آیا استاندار خوزستان و مسئولان ستادیاش هم در همین هوا تردد میکنند؟ آیا فرزندان آنها هم در همین مدارس نفس میکشند؟
امروز یک سؤال روشن پیشروی افکار عمومی است: اگر مدیریت بحران سادهای مانند آلودگی هوا اینگونه رها شده، فردا با بحرانهای بزرگتر مثل خشکسالی، مهاجرت، فرسودگی زیرساختها چه خواهند کرد؟
