معمولاً مناسبت تولد و یا وفات بزرگان فرصتی فراهم میآورد تا در این روز مناقب، فضایل و اندیشه این الگوها بررسی و منتشر شود تا برای جامعه نقش تربیتی داشته باشد به این لحاظ روز ولادت مولا علی (ع) نیز فرصتی است تا بار دیگر نگاهی به اصول معرفتی و آموزههای مختلف آن امام اسوه و الگو داشته باشیم.
اصولا به نظر میآید انتخاب روز میلاد امام علی(ع) به عنوان روز پدر یک نگاه تقلیلگرایانه است. زیرا که بررسی ایده و اندیشه علی از خلال گفتمان حاکم بر نهج البلاغه و شیوه زمامداری امام حکایت از آن دارد که او نگاهی مردممدار و انسانمدارانه دارد. علی به عنوان یک انسان اما انسان کامل و جامع همه صفات خوب انسانی در حد اعلا و اکمل است و لذا شایسته است روز ولادت او به عنوان روز «انسانیت» نامگذاری شود.
فرمان امام علی (ع) به مالک اشتر در خصوص جمعآوری مالیات
مروری برفرمان این امام همام به مالک اشتر میتواند زوایایی هرچند اندک از مدعای فوق باشد. او به مالک دستور جمعآوری مالیات را داده و ادامه می دهد در مقابل باید به عمران وآبادی و راهسازی و ساختن شهرها در شان و منزلت مردمان آن سرزمین اقدام کند.
(عماره بلادها) از آنها دفاع کند و امور زندگی مردم را به گونهای اصلاح کند که زندگی امن و توام با نظم و طمأنینه داشته باشند وآن مردم را درست تربیت کند. (واستصلاح اهلها)
در فراز دوم از این فرمان، امام مالک را به نصرت و اطاعت خدا و رعایت تقوا و گام نهادن عملی و نظری در راه خدا سفارش میکند (ینصرالله بقلبه و یده و لسانه)
امام سپس به مالک یادآوری میکند که قبل از تو دولتهایی هم عادل و هم ستمگر بر آنجا فرمان میراندند. بدین معنا امام به مالک یادآوری کرده که بعضی از حکومتهای قبل از من و تو در مصر فرمان راندند که بعضی ظالم بودند و بعضی عادل بودند و هر چه را که قبل از خود بوده یکجانبه نفی و تقبیح نمیکند. در واقع انصاف و عدالت علی سبب میشود که حکومتهای عادل قبل از خود را نیز ببیند. سپس او را به رعایت حلال و حرام سفارش میکند.
در بخش دیگر این فرمان مالک را سفارش کرده و می فرماید: مبادا هرگز چونان حیوان شکاری باشی که خوردن آنان (مردم) را غنیمت دانی، زیرا مردم دو دستهاند یا برادر دینی تو و یا در آفرینش همانند تو هستند. در اینجا امام در کنار دیندار بودن انسان بودن را ملاک قرار داده و به مالک سفارش میکند غیر مسلمانان را نیز در نظر داشته و به حق و حقوق آنها توجه نماید چرا که آنان مانند تو انسان هستند و حق و حقوق انسانی دارند.
توصیه امام به مالک؛ بر مردم گناهکار آسان بگیر
امام در فرازی دیگر به مالک تاکید مینماید که: اگر گناهی از آنان (مردم) سر میزند یا خواسته و یا ناخواسته اشتباهی مرتکب میشوند آنان را ببخشای و برآنان آسان گیر آنگونه که دوست داری خدا تو را ببخشاید. بر بخشش دیگران پشیمان مباش و از کیفر و تنبیه کردن شادی مکن.
در واقع به مالک یک فرمول یاد میدهد که اگر بخشیدی ضرری وارد نکردهای و پشیمان نخواهی شد اما اگر تنبیه کردی و آبرویی را ریختی، کسی را به ناحق کشتی و یا صدمه روحی به کسی وارد آمد، دیگر پشیمانی نتیجهای ندارد و ممکن است نتوانی جبران کنی مثلا کشتن یک فرد به اشتباهی را نمیتوان جبران کرد.
بنابراین درتنبیه افراد خوشحال و خشنود نباش. و از خشمی که میتوانی از آن راهی برای رهای آن پیدا کنی (وجدت مندوحه) شتاب نداشته باش. ای مالک: به مردم نگو به من فرمان دادند و من نیز فرمان میدهم پس باید اطاعت شود.
حکومت کن اما تحکم و تکبر نور
امام مالک را سفارش میکند که حکومت کن اما تحکم نکن وتکبر نورز زیرا که حکومت همراه با تحکم وتکبر رو به زوال خواهد بود.در فراز دیگری دستور میدهد با خویشاوندان نزدیک و با افرادی از رعیت خود که آنان را دوست داری انصاف را رعایت کن که اگر چنین نکنی ستم روا داشتی.
اینجا امام تیزبینانه به مالک میگوید: مردم توجه حاکم به نزدیکانش را زیر نظر دارند بنابراین مراقب نزدیکان باش زیرا که: ای مالک بدان که خشم عمومی خشنودی خواص را از بین میبرد و خشم خواص را خشنودی همگان بیاثر میکند. خواص در روزگار سختیها یاریشان کمتر و در اجرای عدالت از همه ناراضیتر و در برابر مشکلات کم استقامتتر در صورتی که ستونهای استوار دین عموم مردم میباشند.
مردمگرایی و توجه به عموم و با همه یکسان رفتار کردن و مراقب خواص بودن که مبادا استفاده بیشتری کنند را به عنوان یک اصل مهم و فرمول به مالک یاد میدهد.
از پرورش سخنچینان و چاپلوسان بپرهیز و زشتیها را بپوشان
او از آفت دیگر حاکمیت که میتواند به حال حاکم و مردم مضر باشد یاد میکند و به مالک به عنوان یک زمامدار توصیه میکند که: از پرورش سخنچینان، بدگویان، ثنا گویان و چاپلوسان بپرهیزد: از رعیت آنان را که به دنبال عیوب دیگران بیشتر جستجو میکنند از خود دور کن.
زیرا مردم عیوبی دارند که رهبر امت در پنهان داشتن آن از همه سزاوارتر است پس مبادا آنچه بر تو پنهان است آشکار گردانی که داوری در آنچه از تو پنهان است با خدای جهان میباشد پس تا میتوانی زشتیها را بپوشان.
وآنچه در نظر روشن نیست کناره گیر. امام علی حکیمانه به مالک توصیه میکند که از کنکاش در امورات شخصی و خصوصی مردم خودداری کن و آنها را برملا نکن و تا می توانی عیب پوشانی کن و این را به عنوان یک وظیفه برای حاکم و حق برای مردم میداند. چرا که در این گونه موارد خداوند حکم خواهد کرد و او اعلم و آگاهتر است.
ای مالک سخنچینان به دنبال منافع خود هستند
ای مالک: در تصدیق سخنچین شتاب مکن زیرا سخنچین خیانتکار است. در واقع سخنچینان به دنبال تامین منافع آنی خود هستند و چنانچه منافعشان به خطر افتد خیانت را پیشه خواهند کرد. امام به مالک دستور میدهد با پرهیزکاران و راستگویان بپیوند.
او مالک را به پرهیز از پرورش چاکران و چاپلوسان سفارش میکند زیرا که چاپلوسان باعث خواهند شد واقعیتها پنهان شود وآنان را چنان پرورش ده که تورا فراوان نستانند که ستایش بیاندازه خودپسندی میآورد و انسان را به سرکشی وا میدارد. امام به خوبی چاپلوسی و ستایشگری را عامل تکبر، غرور و دیکتاتوری معرفی میکند و مالک را از همنشینی با چنین افرادی برحذر میدارد.
ای مالک: کسی را به قضاوت انتخاب کن که در اشتباهاتش پافشاری نکند و بازگشت به حق پس از آگاهی برای او دشوار نباشد و در شبهات از همه با احتیاطتر باشد کسی که ستایش فراوان او را فریب ندهد و چربزبانی او را منحرف نسازد و باز در اینجا برای رعایت حق و حقوق مردم تاکید بر انعطاف و حقبینی و حقپذیری و قدرت اعتراف به اشتباه را برای حاکم و قاضی یک اصل میداند تا ضرری به مردم نرسانند.
امام مقدس بودن را مشروط به شرایطی میکند (فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وآله يَقُولُ فِي غَيْرِ مَوْطِنٍ لَنْ تُقَدَّسَ أُمَّةٌ لَا يُؤْخَذُ لِلضَّعِيفِ فِيهَا حَقُّهُ مِنَ الْقَوِيِّ غَيْرَ مُتَعْتَع)
از رسول خدا بارها شنيدم كه مىگفت: پاك و آراسته و مقدس نيست امتى كه در آن امت، زيردست نتواند بدون لكنت زبان حق خود را از قوى دست بستاند. پس تحمل نماى، درشتگويى يا عجز آنها را در سخن گفتن و تنگ حوصلگى و خودپسندى را از خود دور ساز تا خداوند درهاى رحمتش را به روى تو بگشايد و ثواب طاعتش را به تو عنايت فرمايد و این اوج تواضع در مقابل رعیت و مردمگرایی امام را نشان میدهد که به مالک سفارش مینماید.
بررسی نهایی نامهها و عملکرد امام علی (ع)
نهایتا اینکه بررسی موارد متعدد خطابهها، نامهها و عملکردهای امام نشان میدهد در همه امور رعایت حق و حقوق و شأن و منزلت مردم در نگاه امام جایگاه اول را دارد و همواره تاکید بر عدم جدایی خواص و عوام دارد.
