وقتی مدارس دولتی در حاشیه میمانند و سمپاد در اوج پرواز میکند
✍️ صالح شریفات
نتایج کنکور ۱۴۰۴ یک بار دیگر چهرهی واقعی نظام آموزشی کشور را برملا کرد؛ چهرهای که پشت شعارهای رنگین «عدالت آموزشی» پنهان شده بود. بیش از ۹۰ درصد رتبههای برتر از مدارس سمپاد، غیردولتی و نمونهدولتی آمدهاند، در حالی که سهم مدارس دولتی عادی دقیقاً صفر است. این یعنی میلیونها دانشآموزی که در مدارس عادی تحصیل میکنند، حتی شانس نزدیک شدن به قلههای علمی کشور را هم ندارند.
سؤال اساسی اینجاست: چرا باید محل تولد و وضعیت مالی خانواده، تعیینکننده سرنوشت علمی یک نوجوان باشد؟ دانشآموزی که در شهرهای محروم درس میخواند، چرا باید در همان نقطه صفر باقی بماند، فقط چون مدرسهاش نه معلم توانمند دارد و نه تجهیزات آموزشی مناسب؟
در حالی که در مدارس خاص، دانشآموزان از کلاسهای فوقبرنامه، مشاوران حرفهای و منابع متنوع بهرهمند میشوند، در مدارس دولتی عادی، کلاسهای ۴۰ نفره، معلمان خسته و تجهیزات فرسوده، تنها «واقعیت» آموزشی است. نتیجهی این نابرابری چیزی جز حذف تدریجی مدارس دولتی از صحنه موفقیتهای بزرگ نیست.
مسئولان آموزش و پرورش سالهاست عدالت آموزشی را چون یک شعار تکراری بر زبان میآورند، اما در عمل هیچ اصلاح واقعی در ساختار بودجه، نظام جذب معلم و توزیع امکانات صورت نگرفته است. اگر عدالت آموزشی تنها به چند بروشور تبلیغاتی و مصاحبه رسانهای محدود بماند، باید پذیرفت که مدارس دولتی رسماً به حاشیه رانده شدهاند و دانشآموزان محروم قربانی یک نظام آموزشی بیمار شدهاند.
عدالت آموزشی یعنی هیچ استعداد درخشانی قربانی شرایط اقتصادی یا جغرافیایی نشود. اما کنکور ۱۴۰۴ نشان داد که این آرمان، هنوز سالها با واقعیت فاصله دارد.
